تبليغاتX
انجمن ادبی شهرستان گناوه - شعری از اسماعیل علیپور
 شعری از اسماعیل علیپور

شاید شما دوست عزیز هم ضرب المثل این رشته سر درازدارد را شنیده اید و احیانا به مراتب بکار برده اید .هفته گذشته نیز قصه ی همیشگی دیدار با اهل قلم در استان بوشهر تکرار شد و مشکلاتی توسط اهالی قلم مطرح گردید که البته این مشکلات مثل همان ضرب المثل کذا تکرار مکررات بود و مثل همیشه نیز جلسه با پذیرایی شام به خیر و خوشی به پایان رسید و شاید تنها سود این جلسه دیدار با دوستان بود و بس .اما واقعا تا کی قرار بر نشست های بدون سود و تشریفاتی می باشد خدا می داند که امیدواریم ما نیز بزودی بدانیم که البته دور است . در این پست به سفارش دوستان تنها با یک شعر بروز می شویم و این بار با یک شعر سپید و در پست آینده با غزل بروز خواهیم بود . با آرزوی موفقیت برای تمام دوستان عزیز.

 اسماعیل علیپور

نه تمنا می آورد تورا

نه باران

نه خوابهایی که تو را می بینم

 

در جاده ها که گم می شوم

نام گلی ست

 از گونه های تو

 

من با خودم

با در جاده ها که گم می شوم

با نام گلی که از گونه های تو

 

کپه خاری از کنار جاده می کنم

در مشت هایم می فشارم

دور خودم می چرخم

 

من چشم هایم را بسته ام

با چشم های بسته می خوابم

با چشم های بسته بیدار می شوم

راه می روم

کار می کنم

دوش می گیرم

و با چشم های بسته

حرف می زنم

و اینها که گفته اند

و اینها که گفته ام

به برکه ای می رسد

در ابتدای گونه های تو

 

تا بیایم و این روز ها را

تا کوتاه بیایم و

  از دست ندهم

       بی خود و بی جهت

باران می کشم و

     تکرار می کنم

 

نه تمنا می آورد تو را

نه باران

نه خوابهایی که

 تو را می بینم

 

برای دریافت کتاب برقص رقص مولوی به صورت pdf اینجا کلیک کنید

|+| نوشته شده توسط علیرضا کبگانی در دوشنبه سیزدهم شهریور 1385  |
 
 
بالا

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس