تبليغاتX
انجمن ادبی شهرستان گناوه -
 

سلام دوستان عزیز. با تشکر از تمام کسانی که در ابتدای راه همدم و راهگشای ما بودند و با عرض خوش آمد خدمت دوستانی که تازه تشریف می آورند . امیدواریم بتوانیم با هم درجهت ارتقاء سطح فرهنگ و باروری ادبیات ایران در گوشه گوشه ی جهان با هر لهجه و اعتقاد ی  همدلی داشته و موفق باشیم . به امید روزی که زبان جهانی زبان هنر و ادبیات باشد. در این پست با تقدیم یک شعر از مسعود کبگانیان (مجموعه شعر ترانه های شرقی ) و معرفی یک رمان در خدمتتان هستیم.

(شعراز مسعود کبگانیان)

مرا به شناسنامه ات معرفي كن

  و عادت تنهايي ام را        كه بي وقفه بزرگ ميشود 

 

كسي در انعكاس صداي من سقوط مي كند

كسي در رگهاي من خوابش را تيغ ميزند

جهان كوچك من مبتلاي يك ارتفاع ست كه توي نيمه ي مكزيكي اش ناخن مي جوند

مبتلا ترانه ي خوبي ست همين كه شعرت را سر مي كشي

يا همين كه گاوميش اندلسي توي عشق بازيت ماغ مي كشد

سلام مبتلا شناسنامه ي مستهجن شما را مطالعه كردم

فصل دوم آن كه ريخته بودي توي دود سيگار و قاطي يك مشت حرف نسنجيده كه كار دست

گاو آندلسي بدهيد

بعد با خيال راحت             چاكتان راببريد كوچه علي چپ

باران كه مي بارد       من مبتلاتر مي خندم        شما پاره ي هشتم من ميشويد

كارد توي زمين ميكنيد         مادرم از درد سزارين تب ميكند       خوشش ميايد موهايش را ميفرستد موزه ي لندن و توي

شب نشيني ها به ياد مصدق گاو ميشود

حرف نسنجيده ميزنيد آقا توالت عمومي سمت چپ شماست كمي متمايل

به كاخ رهبران جهان

جهان كوچك من گاندي بزرگي ست كه از مرز ودكا مي گذرد

به قسمت اعظم اين جهان هم ميخندد      مثل همين شازده ي كوچك      كه موهايش بوي نعنا ميدهد

 و دهانش در كمبود كلمات رشد ميكند

باران لندن از نيمه شب مي گذرد كسي  بر زمينه ي فسفري يك لبخند بلند مي شود

  سلام ميكند به قانقاريا

 سلام ميكندبه مبتلاي كثيفي كه شلوارش بوي عشق مي دهد

 و سلام  به شناسنامه ي خيسي كه در تولد زمان دود ميكند

مرا به شناسنامه ات بفهمان و كمي پيراهن قرمز برقص در متن گاوميشي من 

        ساعت  15 : 4   صبح                           18/3/84

این شعر و مطالب دیگر از آقای کبگانیان را در دست تاریک بخوانید

معرفی کتاب

 

داستانی در هفتاد و شش صفحه به قلم نویسنده جوان گناوه ای خانم زهره سعدزاده می باشد.این کتاب که سومین داستان جدی از نویسندگان گناوه ای است نشان از این دارد که نویسنده با تکنیک های داستان نویسی معاصر آشناست و سبک های نویسندگی را به خوبی می شناسد.شخصیت اصلی این داستان دختری کولی به نام آیناز است . وی با پیگیری داستان ، زندگی کولیان را تشریح می کند.نویسنده با تکیه بر سبک رئالیسم . خواننده را با صحنه ها و روحیات شخصیت های داستان آشنا می کند . در این داستان تلاش می شود که شخصیت اصلی یعنی آیناز را از محیط و ایلی که در آن زندگی می کند جلوتر نشان دهد . و مانند ناتورالیست ها به ذکر جزییات و رفتار شخصیت ها می پردازد و سعی می نماید در نقل مکالمات به واقعیت زندگی شخصیت های داستان نزدیک شود . شخصیت ها با زبان محاوره ای به گفتگو می پردازند و در بعضی موارد دشنام ها و حرف های رکیک افراد بدون اتفاق خاصی نثار یکدیگر می شود .

به نقل از هفته نامه دریا دلان – شماره 69 – 12/5/ 85

 

|+| نوشته شده توسط علیرضا کبگانی در چهارشنبه یکم شهریور 1385  |
 
 
بالا